ماه رمضون و مهمونی و دلگی و ...

اول اینکه بعد از ١٠ سال دوباره میخوام روزه هامو بگیرم ...بزن کف قشنگه رو ... نمازامم بعد از خیلییییییییی خیلیییییییی سال دوباره میخوام بخونم ... فعلا هم غیر از عاقبت به خیری که همیشه از خدا میخواستم ،همت میخوام ادامه بدم ...

دومم :ازونجاییکه ماه رمضون غیر از مهمونیه خدا همیشه یه عالمه دیگه مهمونی هست ... که از همین دیشب که شب اولش بود شروع شد (رفتیم خونه سولی و محسن یعنی همون برادر شوهر و جاری- دختر عمو )امشبم خونه مامانیم  خاله افی خاله بابا و اقای اشی همسرش هم هستن احتمالا به انضمام امید وسینا ...بعد از افطارم میریم تاتر با یه عالمه فامیل دیگه ...

سوم اینکه بابا امروز از شمال میاد و الی هم یکشنبه شمال امتحان داره و حوصله کل کل با بابارو نداره و کلا خدا بخیر بگذرونه ... (بابا و الی جفتشون برق سه فاز دارن از بغل هم رد بشن جرقه میزنن یه وقتایی اتیش سوزیم میشه یه وقتایی فقط فیوز میپره )

چهارم اینکه سه شنبه تولد دانشمند زمان ه رفته برو بچس رو هم دعوت کرده اونم چیییییییییییییی :تو ما رمضون ... کلا خدا بخیر بگذرونه همسایه ها بقول بابا چک نزنن بهمون ...

پنجم اینکه حسین سفارش یه دیش موتور دار داده اونم موتور ٣٠٠٠  ... حالا میگم عزیزم مگه ماشینه انقدر زور میزنی موتورش قوی باشه فوقش تک سر نشین دور میزنیم باهاش میگه یادم باشه اذان گفتن قرصاتو بدم ...

ششم اینکه این تالیاتلی انسی عجب ماکارونی باحالیه با سس قارچ و فیله مرغ و خامه فراوون درست کن برو حالشو ببر ... ولی اگه صبح دیدی پات خواب رفته و ته زبونت قطره تلخ میچکه چیزی نیس کلسترولت رفته بالای ٣٠٠ ... نترس سابقه چربی نداشته باشی سکته نمیکنی بخور بابا دنیا دوروزه ...

هفتم اینکه :بابا ادم روزه چقدر دله اس (حالا به خودتون نگیرین خودمو حسین رو گفتم )دیروز چون حسین کار داشت قرار شد خونه افطار کنیم شام بریم خونه سولی ... بعد شال و کلاه کردیم با حسین بریم یه چی بخریم فقططططططططط افطار کرده باشیم ... اول رفتیم ١۵٠ تا نونوایی نون قندی بخریم صفش کیلومتری بود ولی یه جا بی صف پیدا کردیم که نونش به لقد خدا هم نمیارزید ... بعد رفتیم زولبیا بامیه بخریم ٢۵٠ تا قنادی رفتیم اونم صفش کیلومتری بود ولی یه قنادی خوب یه جعبه ته بارش نیشخندبود سه سوت برداشتیم دیدیم ملت ریختن برش دارن خانومه گفت مال این اقاس (حسین رو گفت بابا من که خااااانومممژه)همه با دیده نفرت بدرقه مون کردن تا بیرون قنادی ماهمنیشخنداز خود راضی...بعد رفتیم اش بخریم دیدیم خانومه میگه ۵ دقیقه دیگه امادس یعنی همون لحظه اذان ... خلاصه خریدیم و دوییدیم خونه اذان گفتن دور از جون شما مثل همون دله ها که گفتم خوردیم خوردیم تا از نفس افتادیم ... حالا هی من به حسین میگم واسه شام جا بزار سولی ناراحت میشه ... هی حسین به من ... هیچکدومم انگاااااااار نه انگاااااار ... بعدم رفتیم خونه سولی اینا سولی گفت شام بیارم گفتیم نهههههههههههههههه یعنی الان نه ... خودشونم که برنامه شامشون همیشه ١١-١٢ شبه همون موقع شام خوردیم ...

هشتم اینکه یه زمانی که تو اشپزی نوپا بودم میگفتم هر کی باقالی پلو با ماهیچه درست کنه خیلی کدبانوئه چند بار که درست کردم دیدم تحفه ای هم نیستم کدبانویی به کوفته تبریزیه ... خلاصه که من هنوز کدبانو نشدم ولی سولی چرا یعنی با اینکه ٨ سال از من کوچیکتره و سر کار هم میره هم دلمه برگ و فلفل و بادمجون درست میکنه هم کوفته تبریزی ...حالا کجاس این مادر شوهر قدر عروسای گلشو بدونه (ابی و داریوش رو میگیرن ترکه خودشو میندازه وسط ما سه تارو کجا میبرین الان جریان منه )...

/ 23 نظر / 121 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م . ح . م . د

پنجم اینکه [متفکر] ششم اینکه چقد از طرف کارخونه ی اون ماکارونی سازیه به شما پورسانت دادن برای تبلیغات ؟! [نیشخند]

م . ح . م . د

حیفه رندش کردیم و غیر رندش نکنیم : 16 غیر رند [شوخی]

ttaanhhaa

سلام.... قبول باشه [لبخند] اول توکلت فقط به خودش باشه . ایاک نعبد و ایاک نستعین. دوم خوشا به سعادتتون . التماس دعا حاج خانم[چشمک] سوم شما باید جریان رو قطع کنی یا خونه رو عایق کنید که جرقه مشکل ساز نشه. راستی نکنه منظور از تولید برق هسته ای همینه!!!!! چهارم ببین خواهر من اونی که به دنیا آورده باید فکرش رو میکرده که نمیشه تو ماه رمضوون تولد گرفت . تقصیر دانشمند چیه!!!!! پنجم به حسین آقا بگو دو تا موتور 1500 بهتر از یک موتور 3000 هست هم انرژی هدر نمیره هم اصطلاکش کمتره!!!!! ششم و هفتم حرفی ندارم چون هر چی از خوردنی حرف بزنم خودم اذیت میشم[ناراحت] هشتم هم به نام 8 سال دفاع مقدس از کوفته تبریزی و باقالی پلو با ماهیچه شدیدا دفاع کرده و مطمئن باشید طی یک مرحله عملیات ناجوانمردانه هیچ اثری از آنها باقی نخواهد ماند [گریه] گرسنه ام شد

نیکا

نماز روزه هاتون قبول باشه.. خوش به حالت مهمونی دعوت شدی هنوز هیچی نشده دیگه همین... منم خیلی نالاحنم سر درد دارم در حد کروکودیل[ناراحت]

من(رها)!

این الی جدا!!![قهقهه]

من(رها)!

فقط حواست باشه این محمد به خالش نره![نیشخند]

آمیز میتی

اولا خوبه دوباره شروع کردی ........... دوما مواظب معدهه باش که داغونش نکنی .............. [نیشخند]

سوگل

[قهقهه][قهقهه][قهقهه]