ممممممم ...رررررررر

لاله و ممد خونمونن .میخوام از کارای خود لاله بکنم .با الهه و یکی دیگه قرار میزاریم .حسینو میکارم پیش مهمونا خودم بپیچم حال لاله گرفته شه مثلا . دستبند و انگشتر آویزدار زرد و فیروزه ایمو میندازم با مانتو مشکی نازکه و شال نخی مشکیه .یه عالمه وسایل برداشتم با خودم . لب تاب .کیف دستی.دوسه تا مشمای سیاه پره وسایل .گوشی کوچیکه الهه و آشغالا که بزارم سر کوچه .نمیدونم چرا هول کردم . هی اینو جا میزارم اونو جا میزارم . دکمه آسانسورو میزنم . کف زمین ولو میشم کتونی مشکیامو میپوشم ،خب اینجوری که همه لباسام خاکی میشه . همیشه محمد رو سر اینجوری کفش پوشیدن دعوا کردم، حالا خودم ... یکی از پایین دکمه آسانسورو میزنه . تو دلم میگم کاش با پام لای درو نگه داشته بودم . کدوم احمقی از آسانسور حاجت میخواد .گوشی کوچیکه الهه زنگ میزنه .شادی ه .میخوام زود برسم پایین گوشیشو جواب بده دعواشون نشه باز . اه اینم که بالا نیومد . حتما سیاوش پسر دکتر ،داره ماءالشعیراشو خالی میکنه . شایدم این دارابی ه احمق درو نگه داشته بچه دماغو هاش کفش بپوشن .آسانسور اومد انگار .دستمو میندازم به دستگیره با حرص درشو باز میکنم . تو نرفتم هنوز ولی زل زدم به دکمه هاش .چرا اینجا فقط همکف و پارکینگ داره؟دکمه طبقه های دیگه چی ؟5طبقه رو چجوری برگردم بالا با این همه اساس .نور آسانسورم یه جوریه انگار .سرمو میندازم پایین .وای خدای من .جیغ میزنم .بلند بلند جیغ میزنم .بلند بلند گریه میکنم .دستام داره میلرزه . حسین میارتم تو خونه .دستامو میگیره :چیه مهدی چی شدی تو ؟ مهدیه قربونت برم حرف بزن . زبونم بند اومده مثل اون روزیکه از سیاه چال انفرادی اومدم بیرون .خیلی زور میزنم حرف بزنم فقط ممممممم و ررررررررر میاد بیرون از دهنم . مامانم سرمو بغل میکنه برام دعا میخونه .غمگینی صورتش ،یاد اون روزای مریضیم میندازتم . بهم آب دعا خونده میده . هنوز دارم گریه میکنم و زور میزنم که بگم آسانسور قفلش باز شد ولی خودش تو پارکینگ مونده بود و داشتم از 6طبقه پرت میشدم پایین .

با زنگ موبایلم از خواب بیدار میشم .ساعت 7 صبحه .لبه تخت میشینم . لعنت بهت که باز آرامشمونو میخوای بهم بریزی . نمیشه یکشنبه که داری میای تو راه تصادف کنی بمیری؟؟؟

پ1:ممممم و ررررر،مرگ بود که از دهنم در نمیومد بیرون ...

پ2:بقول مامانم گریه شادیه ،ایشالله که خیره ...

/ 6 نظر / 15 بازدید
پت

یعنی خواب دیده بودی؟!

همدم

خدا خفت نکنه .... سکته کردم تا تموم شد[وحشتناک] حالا خیره ایشالا [گل]

ttaanhhaa

منتظر خبر خوبی باش [گل]

شيرين

به اين هم ميگن خواب[اوه] نميگي يكي تا بياد آخر مطلبت ميفته سكته ميكنه؟اونوقت ميخواي جواب بقيه رو چي بدي؟ راستي سياه چال انفرادي هم بودي[سوال]

Marco

حالا خوبه سکته و اینا مکردی تو با این خواب دیدنت!!