تو جوونیات چی بودی ؟؟؟

الهه با قهقهه : خونه سارا بودیم اومدیم بیرون دیدیم ماشینمو تو پارک زدن  ...میگم خاک تو سرت تو رفتنی هم که تصادف کردی ۴ طرف ماشینو شرمنده بیمه کردی ...میگه گوش کن حالا یارو شماره گذاشته زنگ زدیم یه اقای خیلی متشخص بعده کلی معذرت خواهی و اینا گفته الان میام اونجا ماشینو با هم ببریم صافکاری ... اومده یه پیرمرد جنتلمن و با ادب با کلی دک و پوز میگه خانوم شما میشه دنبال من بیاین تا صافکاری میگیم بله میایم ... اقاهه افتاده جلو من جیغ میزنم از خنده سارا عصبانی میگه تو دیوونه شدی ماشینتو زدن داری از خنده روده بر میشی؟؟؟ میگم نه جون من نگا آقاهه با اون سن و کلاسش مثل ل-ا-ش-ی-ا رانندگی میکنه دیوونه س داره با من ماشین بازی میکنه تو فقط سفت بشین ممکنه شوخی شوخی جفت پا بره رو ترمز یا با١٣٠-۴٠ تا یهو دستی بکشه ،اینی که من میبینم هیچی ازش بعید نیس ...

بعد میگه روم نشد بگم آقا ماشالله به انرژیتون شما جوونیاتون گوله اتیش بودینا خنده

بعدم که مامانم میگه الهه جون حواستو جمع کن تورو خدا من همش تو استرسم ،میگه :مامان ،من بدنه ماشین نخوام کی رو باید ببینمتعجبخنده

حالا هم که میخواد ماشینشو بفروشه هی به حسین میگه صداشو درنیاری انقدر تصادف داشتم ،حسینم میگه نه بابا بچه شدی حواسم هست میگم این ماشین مال یه خانوم دکتر بوده صبح به صبح تو راه مطب باهاش چپ میکردهخنده

پ:شعار الهه و بابام تو جاده :هرگز نرسیدن شرف داره به یه دقیقه دیر رسیدناز خود راضی 

یعنی وقتی بغل این دوتا میشینی باید هر لحظه منتظره گیم اوور شدن باشی نگران

 بعدن نوشت بی ربط: امروز عروسی دعوت بودیم ،الی و مامان رفتن ،ما نرفتیم ... الی تفسیرش با من فرق میکرد سعی هم نکردیم همدیگه رو قانع کنیم ... بعد اونجا هانی (عروس)از مامانم سراغ مارو میگیره ... مامانم چی جواب داده باشه خوبه ؟؟؟ گفته مهدیه موهاش بلنده درست کردنش وقت میبرد حوصله نداشت درست کنه نیومدکلافهبعد تو این هیر و ویر شب که فامیل از عروسی اومدن من باید جواب مسخره بازیاشون سره دلیل بیخودی که مامانم اورد رو تو فیس -----بوک بدم ... دلم میخواد رو والم بنویسم :عروسی نیومدم چون دوست نداشتم وانمود کنم هنوز خانوادمون سر پاس و بیدی نیستیم که با این بادها بلرزیم ... چی باید بگم واقعا ؟؟؟ نکته جالب دیگه هم اینکه من با ریموو کردن فرندها تو فیس اونم سر دعوا و دلخوری اصلا موافق نیستم و این کارا رو بچه بازی میدونم ... بعد فکر کن من با این سنم اعتقادم اینه ،اون بابای اشغال کله م منو از فرنداش ریموو کرده خیلی مسخره نیست کارای مامان و بابام ؟؟؟

/ 12 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
همدم

عجب دلیلی!!!!![تعجب][تعجب][تعجب] جدی بابات تو را ریموو کرده ؟!!!!![تعجب]مهدیه به خدا بابای تو نمیدونه داره چی کار میکنه ....پاک بهم ریخته[دلشکسته] شعار بابات و الهه تو جاده یادم میمونه[مغرور]

ttaanhhaa

دختر گلم خب اشتباه میکنی .... فکر میکنی خودخوری کار خوبیه که قیافه هم میگیری [عصبانی] اگر متنفری ازش فاصله بگیر .... چرا به هیچکس اعتماد نداری که حرفات رو براش بزنی ؟؟؟؟ جواب این سوال بهت کمک میکنه تا بتونی برای هر کس که میتونی بهش اعتماد داشته باشی و سنگ صبورت باشه حرف بزنی و بریزی بیرون [زودباش] من تنها هستم و هیچوقت به اندازه من از تنهایی لذت نخواهی برد اما این حس که خوندی در اختیار دل ست و من کاره ای نیستم [خجالت]

المیرا

تو خیلی خوبی بیخیال اینهمه بدی که اطرافته....خودتو عشقه[قلب]

علی محمدی

سلام خیلی لارجی دیگه وسله برای انسانه ته انسان برای وسله آفرین عالیه سر زدی یادت باشه نقدم کنی موفق باشی

علی محمدی

وسیله _ وسیله ...ببخشید عجله کردم اشتباه شد

سوگل

سلام عزیزم خوبی؟ انقد حرص نخور گلم[ماچ]

Marco

اه اه انقدر بدم میاد یه جایی نمیری بعد یکی میپرسه فلانی چرا اونروز نیومدی! یعنی دوس دارم اون موقع جفت پا برم تو شکمش

Marco

ولی با نظر بانو الی موافقم! کلا یه چیزایی تو بعضی میاشینا هست که نبودش بهتر از بودنشه! یکیش مثه بدنه که هیچ کاری خاصی نداره فقط هی میخوره به این ور اون ور:دی