از همه جا

عمه ی حسین شب احیای دوم بعد از سه سال سرطان تو ۴٠ سالگی فوت کرد ... مراسم اینا هم هیچی چون هم تو هلند فوت کرده و نمیارنش ایران هم مادرش که مامانیه حسین باشه نه میدونسته این سه سال بچه اش سرطان داشته و درمان میشده نه باید الان بدونه که فوت کرده چون خوده مامانی هم فوت میکنه اگه بفهمه ...

پدر جان را بعد از خیلیییییییییی وقت پریروز سحر دیدیم و چشمون به جمال تپل و مهربونش روشن شد ... واسه اوناییکه نمیدونن :کل تابستون یا ما مشهد بودیم بابام تهران ... یا ما تهران بابام شمال ... یا ما شمال بابام مشهد یا ... کلا خانوادگی تو خط تهران شمال مشهد کار میکردیم تابستون دیگه ... اقا رشت دونفر رشت نیشخند

پسرک دکترای گام اول فوتبالشو گرفت شد ممد مسی ... الهه هم کفشای استوک ورنی مشکی شو دید جلو راه پله غش کرد واسش ...

اهان ۶ شهریوری هم گذشت الهه خواهر پیرم بود شد خواهر پیرترم (این تیکه حسین ه همه خانمای دور و برشو با پس وند پیرم صدا میکنه :مادره پیرم ... خواهر پیرم ... همسر پیرم ... به محمد هم میگه دختر پیرم که هم با مردونگیش توهین کرده باشه هم به سن و سالاش محمدم قاطی میکنه خنده دار )فرداش ٧ شهریور هم سولماز جان (جاری- دختر عمو )سن و سالی ازش گذشت متولد ٧٠ بود شد متولد ۶٩ نیشخندسولماز اینجارو بخونه حکم تیر مو داده اخه همه جا گفته ٢۴ سالشه هی نگن اخییییییییییی چقدر کوچولو ... 

این پرشین چند روز بود بازی درمیاورد تصمیم گرفتم یکی با همین ادرس تو بلا+گ+فا باز کنم حالا اگه باز قرش گرفت یکی درست میکنم دیگه ...(گفتم نیست نگرانین از نگرانی درتون بیارم ازون لحاظ )

۴شنبه سوری هرسال دفتر وقایع اتفاقیه مو میندازم تو اتیش اصصصصصصصصصلا هم دلم نمیسوزه چون اصولا وابستگی به هیچیییییییییییی ندارم و کلا دلم هم واسه کسی تنگ نمیشده جدیدا، که مامان گفت وا بچه مگه مریضی؟ الی گفت نه مامان دروغ میگه من میرم شمال دوروز، از نبود من داغوووووون میشه ...هی من میگفتم نه به قران تو دلت تنگ میشه فکر میکنی منم مثل خودتم ... بعدم بهش با اکراه گفتم ازت بدم میاد خیلی خوشش اومد کلی خندید گفت مامان چه بامزه خواهرم دیوونه میوونه اس ...

 محمد یه کار بچه گونه رو مثال میزنه بعد میگیم کی ؟؟؟ خودت ؟؟؟ میگه نه بابا بچه نینی کوچولوها که سواد ندارن رو میگم ... اخه نیست بچه فوق لیسانس کلاس اولشو گرفته زده به دیوار ازون لحاظ ... کلاس دوم رو رد کنه خدارو هم بندگی نمیکنه فکر کنم ...

حسین یه کلام جلوی ارزو  و الهه از دهنش دراومد فلانی و فلانی که داداشن خیلی بچه های خوبین این دوتا هم گیر دادن مارو باید بدین به اونا با هم با جناق شیم ... یاد نادر (پسر عموی حسین )افتادم که قرار بود یکی رو بگیره که داداش دختره هم ارزو (خواهر حسین و دختر عموی نادر) رو بگیره بعد میگفت ارزو منو تو میشیم جاری ؟؟؟

الهه با اقای اشی رو دنده افتادن گیر دادن به خاله افی ... اقای اشی میگه فلان جای گوسفند رو با نمیدونم چی چی قاطی کنی بزنی به مو از ریزش مو جلوگیری میکنه بعد الی میگه حالا اون هیچی همین اب کله پاچه هم خیلیییییییی واسه مو خوبه با اسپری میزنی به موهات قششششششششنگ موهات میچسبه به سرت دیگه نمیریزه ... بعد دوباره اقای اشی میگه اصلا افی میگم جای بیگودی پاچه بپیچ به موهات هم قشنگ میشه هم تقویت میشه هم من دوست دارم ... بعد هی عشوه میاد ادای خاله افی رو در میاره میگه اینجوریم بکن ... خاله افی هم با عشوه و لهجه تبریزیش میگه :واه واه سفیه ...بعد پشت چشم نازک میکنه ما میخندیم ...

 

/ 30 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من(رها)!

مهدیه یه پس گردنی این محمد رو بزن![نیشخند]من از بچه ها خوشم بیاد می زنمشون![نیشخند] مهدیه پیرم![زبان][خنده]

نگی

وای چقدر سخته... خدا رحمتش کنه... قربون این ممد مسی [ماچ]

ttaanhhaa

سلام ... قبول باشه در رابطه با عمه ی حسین آقا واقعا متاسفم و برای مامانیه ایشون و بقیه وابستگان طول عمر و صبر از خداوند منان خواستارم. در رابطه با زیارت ابوی گرامی که باید گنبد نما بدی و ما هم بهتون زیارت قبولی میگیم .... رشت خیابوون گلسار هم تشریف میبرید ؟؟؟ از بابت مینی فوتبالیستمون هم خدمتتون عارضم که مواظبش باش عزیزم رو یک وقت تو دست این دلالهای نامرد نیوفته و از سالم ورزش خارجش کنن و بعد هم شروع به افشا گری کنه ....!!!! تولد الهه خانم رو هم که تموم شد و فهمیدم که هیچکدوم از اعضای خانواده کادوی مورد پسندش رو براش تهیه نکردید و گرنه جیغ بنفشش باید زلزله تهروون رو چند برابر میکرد .... پرشین بلاگ رو هم نمیتونم مواخذه کنم چون همین اتفاق حدود یک ماه پیش برای بلاگفا هم افتاد پس معلومه که آسمون همه جا یک رنگه و .... درباره دفتر وقایع الاتفاقیه هر سال سرکار هم مختارید هر کاری که دلت میخواد بکنی ولی وقتی گفتی دلت برای الی تنگ نمیشه نذاشتی هیچکس تو چشمات نگاه کنه تا دروغت لو نره !!!!!!!!!! در رابطه با باجناغ و ژیان هم ضرب المثل زیاده و میذارم به عهده خود حسین آقا که ختم این ادبیاته ..... ولی در رابطه با آخر

المیرا

تمومه مدت نیشم از این ور تا اون ور باز بود.مخصوصا"سره افی وشوهرش.کلی خندیدم.ولی برای اون خانومی که فوت شده واقعا"ناراحت شدم.آخه خیلی جوون بود.بیچاره اگه مامانش بفهمه[ناراحت]

همدم

یعنی من وقتی پیج تو را میخونم به دور و برم نگاه میکنم کسی نباشه یه وقت بگه این خل شده داره با خودش میخنده [خنده] خدا این خانوم را رحمت کنه بنده خدا جوون بود ...... تا حالا به بیگودی پاچه فکر نکرده بودم !!!! جالب میشه هل کلی نو آوری توشه[متفکر][نیشخند]

سحربانو

حالا این الی هی خاله افی رو اذیت کنه ها:)

Hadi

داخلی چیه!!! بیشتر شبیه گوینده های بی بی سی!

Hadi

یه مجری زن گذاشتن واسه گفتن اخبار ورزشی که علاوه بر قیافه کج و کولش هنوز فرق فوتبال رو با بستنی قیفی نمی دونه و هر دو جمله یه بار یه اشتباه می کنه! اعصاب وسه آدم نمی ذارن که!! داخلیامون اینتورین دیگه حسابشو بکن و تا تهش بخون[نیشخند]

من(رها)!

اصلا من مادربزرگه تو!!![دروغگو] دیگه ملت خودشون متوجه می شن خو!!![زبان][نیشخند][شیطان]

▪•●اســـــمارتیـــــــــس●•▪رها

الهی از دست این همسریت پس به همه خانوما می گه پیر[خنده] دلم برا محمد سوخت ....دختر پیرم....چرا بچه رو اذیت می کنین آخه[چشمک] راستی چشمت روشن باباییت رو زیارت کردی[قلب]