روزای خوب علی رغم آدمای بد

همیشه این نیس که آدم دلش واسه آدمه خاصی تنگ بشه ؛نه ؛خیلی وقتام فقط دلت واسه روزایی که با اون آدم بودی تنگ میشه ؛هر چقدرم احساس اسهال قلبی ازون آدم داشته باشی...

مثلا اینکه دلت بخواد از کوههای تخیلیه فشم با ریو بری بالا و تهه تهش نه راه پیش داشته باشی نه راه پس و ماشین هی به سمت دره رو خاک سر بخوره و تو ترس مرگ تک تک سلولاتو پر کنه احساس خوبی نیس ولی یادآوریه یه هیجانه که میتونه از یه نواختی درت بیاره و حتا گاها شده دلت بخواد تکرار شه اون اتفاق ؛و این نشونگره این نیس که تو دلت برای امیدو سینا تنگ شده و مثلن میخوای ریخت فلانشونو یه بار دیگه ببینی؛ولی خب تاکید میکنم دلم میخواد تکرار شه این قضیه نیشخند

یا مثلن وقتی میگی دلت دوچرخه سواری میخواد اونم سربالاییای محمودیه زعفرانیه رو تا خوده تجریش ؛دلیل دلتنگی واسه بابات نیس ؛فقط دوس داری یکی باشه که باهاش تیپ مشکی قرمز بزنی بغل به بغلش بری دوچرخه سواری هیشکیم جرات نکنه بگه بالا چشمت ابروئه...

پ.ن :دیدین آدم با همه نفرتش از خیلی آدما میتونه با یادآوریه روزای خوبی که باهاشون بوده هم حال کنه :دیدین ؛دیدین ؛دیدین گفتم چشمک



/ 1 نظر / 18 بازدید
ttaanhhaa

آره دیدم .... چرا داد میزنی [تعجب]