خانواده مجازی

این خواهر بیخودی ،گند زد به همه ی شعفم ،شعفی که از جدا شدن مامان و بابام بهم دست داده بود ،موقته ، درست میشه ...

الان افتادم رو آهنگای هایده دارم حال خوده اون خدابیامرزم بهم میزنم :

واسه من که دل شکستم

از غم زمونه خستم

اگه مستیم نباشه

می پرستیم نباشه

دیگه چی تو زندگی درمون دردای منه

اگه میخونه نباشه پس کجا جای منه

من میخوام به خونه ی خدا برم

اگه میخونه نرم کجا برم

اگه قلبمو شکستن همه ی درارو بستن

در میخونه که بازه مستیم که چاره سازه

بعد ازین سراغمو از شمع می خونه بگیر

بعد ازین سراغمو از می و پیمونه بگیر

من میخوام به خونه ی خدا برم

اگه میخونه نرم کجا برم

نمیخوام کنار این مردم بی وفا برم

پیش کی عاشق و دیوونه و بی ریا برم

آخرش مستای میخونه به دادم میرسن

ساقی و شراب و پیمونه به دادم میرسن

بعد ازین سراغمو از شب میخونه بگیر

بعد از سراغمو از می و پیمونه بگیر

من میخوام به خونه یخدا برم

اگه میخونه نرم کجا برم

خلاصه که ما این نبودیم ،این شدیم  ...

عادتم کردیم با شرایط زووووریم که شده خودمونو وفق بدیم (پوستمونو کلفت کردیم دیگه) خدا هم که گذاشته پشتش ،جاداره همینجا ازش تشکر کنم بگم قربون دستت مارو از بوته آزمایش آوردی بیرون درم پشت سرت ببند سوز میاد ...

دیگه اینکه وقتی از آدمای واقعیه زندگیت دل میبری ،همه چشم امیدت میشن دنیای مجازی ،میشه فیس، میشه وبلاگ ،میشه دوستایی که شاید نتونی چهرشونم تو ذهنت تصور کنی ...

همه امیدت میشه نوتیفیکیشنای فیست ،میشه کامنتای وبلاگت ،میشه خانواده مجازیت ... راستی میدونستین من غیر از پسر بچه ،دوتا بچه و یه دامادم دارم ؟نیشخند 

/ 1 نظر / 13 بازدید
ttaanhhaa

عجب دنیاییه دنیای مجازی [لبخند] بابت بچه هات و دومادت هم خدا زیادشون کنه [چشمک]