صفحه اول

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد .نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت .ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد .گلویم سوتکی باشد بدست کودکی گستاخ و او یکریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگانه خفته را اشفته سازد و بدین سان بشکند دایم :سکوت مرگبارم را ...

                                  دکتر علی شریعتی

این متن لا ینفکه صفحه اوله همه دفاتر خاطراته خاکستر شدم بوده گفتم اینجا انگار جاش خالیه ...

/ 9 نظر / 5 بازدید
آريو

جالب بود ولي هنوز بايد فكر كنم تا معني دقيقش رو بفهم[متفکر] البت من از دكتر خيلي خوشم مياد چون هم نويسندگيش زيباست و هم همشهري ماست (سبزواريه[نیشخند]) درضمن پروفايلت رو ديدم نشناختمت پس آزادانه بنويس. راستي سنت يه خرده زياد نيست 1326[اوه] فكر كنم با حضرت نوح نسبت داشته باشي. ببخشيد يه خرده شوخي كردم[گل]

تنها

سلام از این که اومدی و بهم سر زدی ممنونم خوشحال می شم برای پست هام نظر بدی تازه شروع کردم و کلی حرف برای زدن دارم. منتظرت می مونم عزیزم

تنها

آدرس وبلاگم اینه خانمی http://www.tamametanhaiha.persianblog.ir/

بام ایران سیتی

سلام ممنون از حظورت . خدا ببخشه بهتون آقا محمد رو . موفق و پیروز باشید[گل] بام ایران سیتی یعنی شهرستان دماوند با اون قله مشهور

رضوانه ملقب به شهید رضوانه!!!

سلام مهدیه خانم با اون عکسی که از محمد گذاشتی رو پروفایت مگه می شه نشناختت؟ در ضمن خواهرت که خودش واسه خودش جفت پا می گیره دیگه لازم نیست ما بندازیمش تو جوب[نیشخند]

سامان

سلام فکر کنم بازم اون حس حذف کردن کامنت ها اومده برات [چشمک]

ashi

اره جای متن این جا خالی بود

نسکافه داغ

سلام مهدیه از حضور گرم و کامنت پر محبتت ممنونم . بازم پیش ما بیا. راستی فنجونت رو بیار نسکافه آماده ست [نیشخند]

مهدی

تنها شعریه که هیچ وخ ازش خسته نمی شم