میمنت :/

به اصرار خودم اومدم ؛ اونم جاییکه بدترین چیزارو ازش شنیدم ؛ زیر بار بستری نشدنم نمیرم ؛احمقانس ولی فک میکنم موندن تو اون خرابشده معجزه میکنه ؛ نه نه یادم اومد ؛ میخواستم پیش اونا نباشم ؛ پیش اون آدما ؛ اوناییکه باعث بهم ریختنم شدن ؛ آره همینه ...

هنوز داغم نمیفهمم ؛ هی هر چی میدنو امضا میکنم ؛ بعد بهم میگن باید خدافزی کنم ؛ دو دل میشم ؛ یه حس بد ؛ حسی بین موندنو رفتن ؛ ولی لجبازیه همیشگی میگه خفه خون بگیرمو ابراز گُه خوردگی نکنم ؛ با سرد ترین حالت ممکن خدافزی میکنم ؛ حتا بوسایی که میکنتمم با بهت جواب میدم ؛ همه میرن ؛ اینجا کجاس ؛ مگه اینا نمیدونن من از مهتابی متنفرم ؛ نور زرد روشن کنین دیوانه ها ؛ دیوانه ها ؟ اینایی که اینجان چجورین ؟ دیوونه ان ؟ ممم ؛ یه حس ترس ؛ میگم بهم آمپول بزنین بخوابم ؛ میخوام همه چی یادم بره ؛ میگه شما باردارین از دارو به این راحتی نمیتونیم استفاده کنیم ؛ دنبال من بیاین لدفن ؛ چرا این زن*یکه مچ دستمو گرفته ؛ من بچش نیستم که بخوام از دستش فرار کنم بپرم وسط خیابون !

چی دارم میگم ؟ من همین غروبی داشتم خودمو مینداختم زیر ماشین ؛ تق ؛ اگه انداخته بودم الان تو این خرابشده نبودم ؛ همه چی هم تموم شده بود ؛ همیشه یه جای کارم باید بلنگه ؛همیشه خدا ...

میبرتم تویه زیر زمین که عین سلول انفرادی اتاق اتاقه ؛ دره همه اتاقام بستس ؛ میگه این اتاقته ؛ برو بخواب خسته یی؛ میگم قرص ؟ آمپول ؟ هیچی؟ میگه گفتم که فعلن تا دکترت بیاد هیچی؛ بعدم میره و درو میبنده ؛ دراز میکشم رو تخت ؛ طاقباز ؛ خدایا چی میخواستیم چی شد ؛ هیچی ندارم خودمو سر گرم کنم ؛ روسریمو ور میدارم از چوب رختی ریشه های اونو لوله میکنم هی وا میکنم ؛ همیشه از تنهایی بدم میومده ؛ از سکوت متنفر بودم ؛ ولی خب اینجا ساکته ساکتم نیس صدای گُر گُر موتور خونه هست /که کاش نبود ؛ تق ؛ من که تنها نیستم توام باهامی ؛ میخوای باتو حرف بزنم ؟ گریه م میگیره یهو :( تو تمام این ماه هایی که پیشم بودی باهات حرف نزدم ؛ همش ازت فرار کردم ؛ همش قایمت کردم ؛ چقد من بدم ؛ میزنم زیر گریه ؛ بعد شروع میکنم از همه جا بهت گفتن ؛ ازینکه چیشد که اینجوری شد ؛ بعد یواش یواش خوابم میگیره ؛ همونجور طاقباز ...

چشامو که وا میکنم یه دختره رو بالا سرم میبینم که لباس مریضا تنشه ؛ اولش میترسم یکم ؛ این اینجا چیکار میکنه ؟ پرستاره که میاد خیالم راحت میشه ؛ دختره شروع میکنه با زبون گنگ باهام حرف زدن ؛ تقریبن هیچی از حرفاشو نمیفهمم ؛ دلم میخواد بیرونش کنم ؛ بگم برو ؛ من اومدم اینجا که از دستِ ... از دست کیا ؟ دلم آفتاب میخواد ؛ فک کن من دلم آفتاب بخواد !!! منی که از آفتاب متنفرم !!! دختره همچنان داره حرف میزنه ؛ تازه یه جاهایی منم وادار میکنه جوابشو بدم ؛ حس خیلی بدی دارم ؛ حس میکنم حرف زدنم داره یادم میره ؛ اینجا چرا هیشکی نیس دو کلمه حرف بزنه آدم حرف زدنش یادش نره ؟!

ول کن معامله نیس ؛ بو هوا میزنم زیر گریه ! میخوام بگم ببرینم ولی زبونم تو دهنم نمیچرخه ؛ عین وقتاییکه خواب بد میبینی میخوای جیغ بزنی ولی صدات در نمیاد ؛ حالم بده ؛ خیلی بد ؛ نمیدونم چقد میگذره ولی ؛انقدی گذشته که ساعت ملاقات شده ! حسینو مامان میان ! نمیتونم سلام کنم ؛ لال شدم انگار ؛ گنگ ؛ مثله همون دختره که صداش عذابم میداد ؛ جای جواب سلام اشکام میاد پایین ؛ با هزار زحمت میگم منو ببرین ؛ نمیخوام اینجا بمونم ؛گفتن همین دوتا جمله همه انرژیمو میگیره ؛ ولی اشکام هنوز بند نیومده ؛ حسین داغون میشه وقتی حرف زدنمو میبینه ؛ میره امضا میده که مرخصم کنن ؛ میگه این حرف زدنشم یادش رفت ؛ چیکار کردین باهاش شما ؟ نمیخوام یه دیقه هم دیگه اینجا بمونه ؛ بدین هر چی هست امضا کنم فقد ؛ میام بیرون ؛ عین زندانی یی که از قفس آزاد شده خیابونو نگاه میکنم ؛ خدایا باورم نمیشم اومدم بیرون ؛ من چه خوبم ؛ چقد خریت کردم گفتم یمخوام بستری شم ؛ اینارو تو دلم میگم ؛ هنوز نمیتونم حرف بزنم ؛ تو راه ساکته ساکتم.....................................

 

پ.ن : خدایا معجزه مرسی ازت یه عـــــــــــــــــــــــــــــــالمه

/ 5 نظر / 19 بازدید
احساس

سلام... وبلاگ خوبي داري, مثل وبلاگ خودمه (البته اينجا معرفيش نميکنم تا مطمئن شي قصد خوبي دارم) !! يه درخواست ازت دارم ولي نميخوام که رايگان انجامش بدي..!؟ ازت ميخوام که به آهنگم راي بدي (بايد روي ستاره کليک کني) [خونسرد] http://axemix.ir/p/v97z61k1su و در ازاش اين سايت علمي رو بهت معرفي ميکنم که واقعا براي خودش شاهکاريه [تعجب] يه دايره المعارف مصور بي نظيره که توسط دو دانشمند Cary و Michael Huang تهيه شده.. http://htwins.net/scale2/index.html فقط يه خرده سنگينه, بايد صبور باشي .. [گل] لطفا اگه خوشت اومد با دوستات تو شبکه هاي اجتماعي به اشتراک بذار, البته يادت نره که هر دو تا لينک رو با هم به اشتراک بذاري..!! ممنوونم..!! [گل] (راي يادت نره)

mohammad

برخي از آدمها ؛ به يك دليل از مسير زندگي مامي گذرند تا به ما درسهايي بياموزند ، كه اگر مي ماندند .... هرگز ياد نمي گرفتيم

همدم

مهدیه چی شده ؟؟؟ من از هیچی خبر ندارم ! بارداری ؟؟؟؟ مبارکه ...به سلامتی ولی چرا بیمارستان؟ بستری ؟ حال بد ؟؟؟؟ چرااااااااااااااا؟؟؟؟ بیایی بگی ها ....

ttaanhhaa

لحظات شاد و همراه با بهبودی و سلامتی رو برات از هموون خدایی که معجزه اش رو دیدی خواهانم ..... یلدات مبارک [گل]

مریم

مهدیهههههههه عزیزززززززززززززم سلاااااام خوبی؟؟؟؟؟ تو کجایی دختر؟؟؟؟؟؟ دلم برات پر زده بی معرفت مورچه چطوره؟؟؟؟؟ بارداری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ واقعااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا بستری؟؟؟؟؟؟؟ چرا خودکشی؟؟؟؟؟؟؟ قوی باش عشق من تو که دختر گل و صبوری بودی.... دلت میاد مورچه ی منو تنها بزاری؟ دلم براش پر زده برای اون نگاهش .... وای مهدیه یک دنیا دلم برات تنگه .... الی خوبه؟ قرار بزار ببینمت دیگه شمارم رو داری؟