نت _دزد_مهندس دایی -کمد-کرج خوابن

انقدر پای لب تاب نشستم دیگه حالم داره از خودم بهم میخوره (ببین دیگه از الهه چقدر حالم بهم میخورهاز خود راضی)دیگه حوصله اس ام اس و تلفن جواب دادنم اصلاااااااااا ندارم (حالا نیس قبلش خیلی اتیشی اهلش بودم) الی زنگ میزنه میگم برو تو فیس میام اونجا حاله تلفن ندارم ... بعد تا ۴ صبح چرت و پرت میگیم و هرهر میخندیم انگار نه انگار کرج خوابن نیشخند جدیدا حسین هم دست از دانلود برنامه برداشته جای حرف ،همش تو مسنجریم .فکر کن اون از تو هال من از تو اتاق با هم چت میکنیم ... میخواد چای بخوره میزنه :مهدی تو هم چای میخوری ... یا :حوصلم در رفته حاضر شو بریم بیرون ... خلاصه این نت زندگیارو بد از هم پاشونده ... مامانم میگه :دقت کردین تو مهمونیم همه با گوشیاتون تو نتین اصلا حرف نمیزنین ؟؟؟ بابا دلم گرفت بس که جدول حل کردم ...خلاصه منو الی دست میکشیم هی ماچ و موچش میکنیم میگیم خب دیگه وقتت تمومه ما بریم دنبال کار و زندگیمون بعد حرصی میشه :برین گمشین بابا از شماها هیچی واسه من در نمیاد ...  

دیگه...

دایی جان یکی از ساختمونای شمالشو (همونیکه الی هم یکی شو رهن کرده)سپرده به مهندسش واسه فروش و بهش وکالت تام داده بعد دیشب کاشف به عمل اومد دوتا همسایه بیخودیای الی اونجارو از مهندسه خریدن بدون اینکه دایی حتا روحش خبر داشته باشه از فروش واحداش. الی میگفت دیشب که با دایی حرف میزده دایی اصلا نمیفهمیده الی چی میگفته از ناراحتیش و قرار شده بره ببینه چه بلایی سرش اومده (که ایشالله بخیر بگذره)دیگه دیگه ...پنج شنبه ای ماشین الهه رو تو شهران از ته دل دزد زد یعنی در و مر و مادرزن واینا همه رو کنده بوده و الی مونده بوده و شاسی و موتور...البته اگه فکر کردین این دفعه اوله که ماشین الی رو دزد زد کاملا در اشتباهین ... دفعه اول زاپاس و جکش رو از صندوق تو خوده نمایندگی میدزدن ... دفعه دوم اسید میریزن تو قفلش جلوی خوابگاه که ناکام میمونن ...دفعه سوم در عرض ۵ دقیقه جلوی خونه ما شیشه رو میشکونن و ضبط رو میدزدن ... دفعه چهارمم این دفعه بود که سنگ تموم گذاشتن ... خلاصه این اتله خواهر دزد خورش ملسه ... دیگه دیگه دیگه ...دیروز با همسر حسین جان رفتیم آفتامات( یافت اباد) یه کمد ریلی بزرررررررررگ خریدیم واسه اتاقه مورچه بلکه ازین اوارگی درایم ... یعنی غیر از لباسای فصل ه معمولیم بقیه لباسای منو حسی جان تو کمد خونه مامانه همیشه ... فکر کن چپ میریم راست میایم به بابام گیر میدیم که تو چرا اندازه یه شهره صولتی لباس داری؟؟؟ ولی خودمون ... پ:صدای خنده الهه کلا سوژه س ... یعنی تا میخنده همه از خندش خنده شون میگیره و هی گیر میدن بهش. ولی معروفترین تیکه رو حسین (نوه داییه مامانم )میگه که:هیسسسسسسسسس الی کرج خوابنخنده بعد از سالها ازین حرف دفعه اولی که رفتیم بله برونش ، خونه مادر خانومش تو کرج ،الی تا مهدیه(خانومه حسین)رو دید گفت اخیییییییییی حسین همیشه نگران شما بود تا من میخندیدم میگفت کرج خوابن و با مهدیه زدن زیر خنده که حسین مثلا عرق شرم ریخت از خنده الهه ...(گفته بودم ما دوتا حسین مهدیه داریم نگفتماز خود راضی

/ 23 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستایش

واییییییییییی بیچاره الییییییییی:)

آرش

یه سوال: ماشین الهه چیه؟[ابرو] تیکه هاتون خیلی بامزست[قهقهه] [گل][گل][گل][گل]

Marco

اصولا ما ها یا من! اصلا روش استفاده از تکنولوژی رو یادمون رفته! من به شخصه یه هفته ای یشه که بابم و خواهرمو ندیدم! و با این اوصاف بازم دنبال تکنولوژی های نوین تری میگردیم!!!

Marco

ولی یه چیزی هم هستاااا! این دزدا چرا همش ماشین الی بانو رو میزنن! حتما یخ چیزی تو ماشنیش داره! والا چرا ماشن ما رو نمیزنن! ولی خداییش خیلی دزدای با جنمی بودن که اون بلا رو آوردن سر ماشینش!

زهرا

ایشالا همیشه شاد باشید چقدر واسه ماشین الی ناراحت شدم. گناه داره بنده خدا کمدتون هم مبارک باشه

سوگل

عیدت مبارک عزیزم[ماچ]

ttaanhhaa

سلام ... عیدتون مبارک [گل][گل][گل]

المیرا

این اینترنت اصلا"چیزه خوبی نیست فرزندم[خرخون] بیچاره الی... میبینی خواهر داشتن چه کیفی میده؟[زبان]