علاالدین

وبمو فنگ شویی کردم ... فکرمم همینطور ...

 

با حسین رفتیم علاالدین که واسه تولدم اپل بخره ... بماند که ۶ طبقه شو به انضمام زیر زمین زیر و رو کردیم و دوتا قیمت یکی نگرفتیم ... طبقه ششمم که حسین شیر شد و کل انداخت و شرط بندی کرد که اقا مغازه روبرویی یک و ۵۵٠ قیمت داده واقاهه گفت نه ان لاک فکتوری نیست و اینا بالاخره قرار شد اگه مغازه روبرویی گفت ١ و ۵۵٠ این اقا بده ١ و ١٣٠ ولی اگه اون قیمت نداد حسین ١و ٢٠٠ ازش برداره ... خلاصه که اقاهه باخت و فاکتور کرد ... با قیافه دمغ ... منم حالم گرفته بود که این بدبخت ٢۵ تومن هم از جیبش گذاشت ... داشتم ایت الکرسی میخوندم که جریان ختم به خیر بشه که حسین گفت تو فاکتور قید کن ۴٠١ که یاروگفت نه اقا این ۴٠٢ و حسین گفت نه نمیخوام و معامله بهم خورد و اقاهه گل از گلش شکفت و منم سگرمه هام واشد ... داشتم از استرس میمردم که اینا یکی رو تیر میکنن همون جلوی در گوشی رو ازمون میزنن و حسینم با اعتماد به نفس همیشگی میگفت هیچ غلطی نمیتونن بکنن ... بعدم رفت پیش اشناهاش که همه شاخشون دراومده بود که بابا پسر حیف بود همونم ۴٠ تومن زیر قیمت میداد و باز شروع کردیم به گشتن ... مغازه سوم از یکی از ورودیاش ١و ١٣٠ قیمت داد ١٠ تومنم تخفیف ... حسین گفت فقط یه پلمپشو بده ... یارو گفت بزار برم عوض کنم و رفت یه ربع بعد اومد و پلمپ رو باز کرد که تست کنه ۴٠١ باشه ...همین که گرفت دستش گفت پسره خوب رفتی بالا پلمپ کردی دمت گرم مرسی ... یارو خشک شد یهو ... خلاصه که همه تو کف بودن این فلان فلان شده کیه که این همه مغازه هیچ کاسبی نتونست بهش گوشی قالب کنه ... منم که پادرد و کمر درد و حرص از اینکه تو میخوای من خوشحال شم ؟؟؟ من با این پولا فقط ناراحت میشم ... بعدم باز بحث همیشگی ه ولخرجیه حسین و کنسی ه من ... جلوی خونه هم گفت من به حرف تو کاری ندارم برات میخرم نخواستی بزارش کنار ...

ولی هنوز تو حال اینم که بابا این موبایل فروشا عجب جونورایین ...

پ: بابام میگه اگه کسی جرات کنه به حسین جنسی بندازه تا روح بابای صاحب کمپانی رو جلوی چششون نیاره ول کن ه معامله نیست ...

پ:خوشبختانه خودش همین گوشی رو داره وگرنه میگفتم داره به نام من به کام خودش میشه ...

پ:ذهنم خراب ه روزای بده ٩-١٠ سال پیشمه ... هر اتفاقی اتیشه زیر خاکسترمو شعله ور میکنه ... حسین مقصر نیست ... فقط کاش یکم زبونشو نگه داره که این اتفاقا کمتر و کمتر بیوفته ...

پ:اهان بابا تا یادم نرفته ١ مهرم تولدمو ... متولد ۶٢ ام میشم متولد ۶١زبان

پ:جونورایین هم استثنا نداره از خود راضی


/ 23 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ttaanhhaa

سلام ... خوشحالم که بهتری ولی من اگر جای شما بودم به جای اپل , اچ تی سی دیزایر میگرفتم . من که داشتم و خیلی ازش راضی بودم هم جوابگوتر از اپل هست هم قیمت مناسبتری داره (قابل توجه بعضی ها !!! ) [چشمک] می ترسم تولدت رو تبریک بگم دیگه مثل الهه خانم بری و دیگه نیای نت [نیشخند] [گل][دست][گل][دست][گل] تولدت مبارک [گل][دست][گل][دست]

نگی

داشتن یکی مثل حسین تو خرید کردن نعمتیه ها [چشمک] آره راست میگی آدم تنها می ترسه بره یه چیز بخره اینقدر که همه ماشالا بنداز شدن [ابرو] می گم این پستت چقدر عدد مدد داشت چشام هنوزم همه جا رو عدد می بینه [مغرور][هیپنوتیزم]

سحربانو

دوستم به گذشته فکر نکننننن. از الان هم تفلدت مبارکککککککککککککککککککککککککککککککک[ماچ]

Hadi

تولدت مبارک! امیدوارم سال های خوبی در انتظار خودت و خونودات باشه و به هر چی که میخوای برسی!! دوم اینکه تبریک خشک خالی هیچ گونه ارزش مادی و معنوی نداره و کادوی ما نشانه شخصیت ماست![نیشخند]

سوگل

[گل][ماچ]

من(رها)!

از چه لحاظ ا آرزو بدنرم!!![عینک]

من(رها)!

تولدت مبارررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررك[هورا]

من(رها)!

گفتم تولدته آدرس رو بزارم![نیشخند]حرص نخوری[زبان][خنده][ماچ]

من(رها)!

[قهقهه][قهقهه][قهقهه]نیمه گلابی داشتی بده من!!![سبز][قهقهه][قهقهه][قهقهه]