غرنامه

خیلی عصبانیم ... از چی؟؟؟ از همه چی ؟؟؟

من میگم چرا سعیده باید تو همه صحبتای خانوادگی موضوع ارائه بده و هی هی بحث رو هدایت کنه که اینو نگین اونو بگین یا برعکس ؟؟؟  تو که نه حرفی میزنی نه نظری داری نه سن و سالت به این حرفا میخوره هی هی باید رو مخ رژه بری ؟؟؟

یا چرا هی هی راز باید بپره وسط حرف ه منو نیوشا که اره بابا بیاین یه قراری بزاریم این دفعه زنونه بریم دبی ... فکر کن راز رو باباش تو خونه یه ربع بیشتر نمیتونه تحملش کنه بعد ببرینمم نه بریییییم ،هیچ جام نه یه کاره دبی ... اه اه اه اه بقول مامان چه صبری داره این نیوشا که توی یه اتاق صبح تا شب شر و ورای اینو گوش میده ...

یا چرا این همه ادم ه باربی، منه مانکن این وسط ،ماه رمضونی باید ۵ کیلو وزنم زیاد شه هان هان هان ؟؟؟

یا چرا پاسمون اعتبار نداشت نتونستیم بریم اربیل الان باید بتمرگیم تو خونه و هی نقش جی پی اس رو واسه امید اینا بازی کنیم ؟؟؟

اصلا چرا مانتوهای قائم همه کاروهاشون بزرگه و بد وایمیسته هی هی هم الکی اقاهه مانتو هل میده تو پرو میگمم مانتوهات بد دوخته باز از رو نمیره ؟؟؟

اصلا همین کیف لویی ویتون اخری چرا یه هفته ای زرتی دسته اش ترک ترک شد ؟؟؟

چرا یه احمقی باید دوتا سیم رو جابجا وصل کنه ٢ملیون مارو بندازه تو خرج بعد که کار از کار گذشت یه برقکار دیگه بگه اینو کدوم احمقی دوفاز بسته شما کولر ابیتونم جواب میداد چرا سه ساله پول برقه کولر گازی میدین (که قبض برقا هم دیگه بماند )؟؟؟

چرا این حسین دو ساعت از اوقات بطالتشو نمیده بخاطر من لااقل ،فیلم لولا رو ببینه ولی من همش باید ور دلش بشینم مجله های تخصصی موبایل و ماشینشو نگاه کنم نظرم بدم تازه حفظم بکنم بعدم هی ازم کمک بگیره ؟؟؟

چرا هر وقت با حسین میرم خرید باید زرتی هر چی میخوام بخرم چونه هم نزنم چون وضع کاسبی خرابه کسبه محترم گناه دارن ولی من ندارم ؟؟؟

چرا افسانه هم دروغگو شده ؟چرا داره روحش کثیف میشه؟ چرا دیگه نباید بگم افسانه یه فرشته اس ؟

چرا نمیتونم رو حرفای بابا ،حسین ،محمد و کلا جنس مرد حساب کنم و هر حرفه این جنس یه هفته بیشتر اعتبار نداره بعدم اصصصصصصرار دارن حرف مرد یکیه ؟؟؟

اباد کیه که با یه تلفن بابا زرتی دعوتش کرد شمال و حرص همه رو در اورد و ما هم قید شمال رو زدیم ؟؟؟ چرا ملت از رو نمیرن هر چی جواب تلفنشون رو نمیدی ؟؟؟

چرا مامانه حسین زنگ زده مامانمو واسه مراسم عمه حسین دعوت کنه ،مامانم نبوده به من میگه تو بگو ؟؟؟ نمیفهمه خودش باید زنگ بزنه ؟؟؟

همین زن عموم مامانه سولماز جان جاری چرا واسه سولماز نمیاد ولی واسه ختم اومده باز ؟؟؟ ادم بچه ش مهمتره یا عمه دامادش ؟؟؟

 چرا هی هی من باید نوشته هامو مدل تایپ اینجا بزارم نباید پز دست خطمو بدم هان هان هان؟؟؟

اصلا چرا در گنجه بازه ماشین دودی درازه چرا سگه واق واق میکنه چرا صابونه کف میکنه ؟؟؟

برای خدا نوشت :خدایا گفتم ابروشو درست کن نگفتم ترتیب چش و چالشم بده که ای بابااااااااااا ...

/ 23 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحربانو

اوووووووووووووف چه کیفی میده غر زدن:)

من(رها)!

اووووووووووووووووووووووووووووووو چرا مثل زناي 70 ساله غر مي زني بابا!!![تعجب][خنده]

من(رها)!

آها اين كناريه كيه! رات بگو نكنه بجز الي خواهر داري نگفتي!هاهاهاهاها! آخه اين شبيهت هم نيست![نیشخند]

Hadi

الان من گیج شدم اینجا بیام یا اونجا؟( آیکئن منگولی)

Hadi

کلا خوب غر زدی! یادمه یه ومقع یکی میمو وبلاگ من و میگفت کم غر بزن بچه جون! شما یحتمل میشناسی ایشونو؟

Hadi

اون لیدی مهدیه ی نیو!!! که اومده برا من کامنت گذاشته با اونی که شمایی یکیه آیا؟ آخه چرا دارین با روح لطیف من بازی می کنین! یکی منو راهنمایی کنه برم بیرون!

المیرا

غراتم قشنگه آخه.کلی خندیدم ولی من[نیشخند]

ttaanhhaa

فکر کنم باز قرصاتو نخوردیا [مغرور]

Hadi

اصولا شفاف سازی تو صورتم! داشتم از بهشت بیرون می پریدماا! یعنی لیدی مهدیه نیو گمراهم کرده بود! به حدی که آدرس خونمون هم فراموشم شده[زبان]

Hadi

همون اول که اومدم اینجا و باز اسمشو بین ویزیتور ها دیدم! گفتم خدایا ملت واسه خودشون کامنت میزارن ! بعدشجواب هم میدن! بعدش 2هرازیم آنتن داد که ایشون کلا یکی دیگه س! به همین راحتی