حسین یه دختر دایی 9 ساله خوشگل و خوش تیپ داره که اسمش نیوشاست . بنده هم یک دختر عموی متولدی 70 بسیار زیبا (و بی ادب و مغرور) دارم که نامش سولی است . (بله همان سولی معروف که جاریه بنده نیز هست و تعجب نکنید که ایشان 3 سالیست مزدوج شده اند ). و جالبی ماجرا اینجاست که با انکه منو حسین هیچ نسبت فامیلی با هم نداریم این دو فرد مذکور بسیار بسیار بسیار شبیه همند . و جالبتریه ماجرا اینجاس که این شباهت نفر سومی هم دارد که او کسی نیست جز لاله مادر نیوشا و جالبتر تری ماجرا اینجاست که این افراد به ترتیبه لاله سولی نیوشا متولدین 60و 70 و 80 هستند...

این نیوشا برادر 1 ساله ای داره بنام عرشیا (من تا دیشب از وجود این کودک بی اطلاع بودم). و بر عکس نیوشا که کپیه لاله اس این اقا عرشیا کپیه ممد دایی (پدرش)ه.اینقدرم زیاد که به لاله گفتم :لاله اینقدر این بچه شکل باباشه ادم خجالت میکشه بغلش کنه.

یه ماجرای جالب دیگه دیشب هم اینکه : سولی عرشیا بغل اومد نشست که یکی از بانوان سالخورده مجلس رو به مادر همسر (منو سولی):فرشته جون اینم نوه اته ؟فرشته: نه بابا اینا هنوز دست بکار نشدن از بس تنبلن بعد هم خنده ای سر داد که شوخی کردم بذار حالا خودشونو پیدا کنن بعد ...و من در عجب که چطور سولی این تیکه رو بی جواب گذاشت (اخه سابقا نیشی داشت بسان افعی).

پیوست: اصلا تعجب نکنید از این ازدواج زود هنگام سولی که نمونه ان در خانواده همسر بسیار فت و فراوانند.