محمد بعد از 2ساعت نجاری و بقول من مهندسی خوابید مورچه روزو شب از دستش در رفته هی میگه الان کیه .حسین هنوز نرسیده . منم 7   8  تا اهنگ تهی دانلود کردم  یکی از قرصامو خوردم  ماشین ظرفشویی رو خاموش کردم حالا هم میخوام چایی  بخورم .

راستی به الی هم زنگیدم وسر جریان سر کار رفتن و پیشنهاده بی شرمانه کلی خندیدیم .میخاستم بهش ماهی پزی یاد بدم دیدم استعداد نداره البته نگفتم استعداد نداری گفتم لیاقت نداری  که ناراحت نشه .ولی اون برعکس من که دوس دارم رو پای دیگران وایستم  .دوستداره مستقل عمل کنه .مثلا الان بعد 3 سال تنها زندگی کردن

دیگه خودش ناخناشو میگیره واسه صبحونش خودش لقمه درست میکنه خودش تنهایی روزی 3 بار به صابخونش گیر میده البته یه وقتهایی هم از بابام کمک میگیره.خودش تنهایی میره میاد که هیچ هر هفته هم  خودش ماشینو  میبره  صافکاری نقاشی .

روی هم رفته بچه بقول مامانم بی ازاریه .ازارش فقط به مورچه نمیرسه از خود راضی