سلام

امروز بعد از ظهر با مامان رفتیم تجریش یه عالمه لباس زمستونی واسه همه عیدی عید غدیر خریدیم.واسه محمد هم یه شلوار جین گوچی مامان خرید.دلش نیومد تا عید صبر کنه و زود داد بهش اونم خوشحال پوشید .هر چی هم میگفتیم حنا در بیار رفتیم بیرون بپوش میگفت عمرا.الان هم با همون خوابیده.

تجریش بودیم الی زنگیده میگه بابا و محمد دعواشون شده یک ساعته دارم محمد رو از خره شیطون میارم پایین.(البته همه این دعواها کاملا یکطرفه اس یعنی فقط محمد عصبانی میشه فقط محمد داد میزنه و فقط بابا ناز میکشه ولی به بچه رو بدی همین میشه ).جالبیش اینجاس که محمد اقا دو قرتونیمش هم باقیه.البته این ادا اطواراش فقط واسه مامان و بابامه بیشتر هم واسه بابام وگرنه با ما اصلا جرات همچین کارایی رو نداره .

اگه ما محمد رو جلوی بابام دعوا کنیم بابام خیلی ناراحت میشه اوایل محمد هم از این موضوع سو استفاده میکرد یعنی همه کارهای ممنوع و قدغن رو پیش بابام و جلوی چشم ما انجام میداد تا میومدیم حرف بزنیم به بابام چشم و ابرو میومد که هوای منو داشته باش.

یه روز جلوی بابام بهش گفتم محمد من اگه بخوام دعوات کنم  دعوات میکنم اگر هم بخوای اینجوری رفتار کنی دیگه خونه بابایی نمیارمت. خلاصه اونم خدا رو شکر این اولتیماتوم رو اویزه گوش کرد ...

پریروز میگه همش ما داریم میایم خونه شما دیگه نمیایم تنبیه بشین ایندفعه شما بیاین...

دیروز دوباره میگه مامان بگو تنبیه شدین ما بیایم...میگم محمد میشه دقیقا بگی کی باید چجوری تنبیه شه؟...