ساره به بابا اسمس زده :خوشحاله که دور و برش پره ادمای مهربونه. بابا هم واسشون ارزوی خوشبختی اسمس کرده...رابطه بابا  با بچه های هم دوره من عین همون قدیما مونده ...هنوز همشون به بابا عمو میگن حتی همسراشونم به بابا عمو میگن ... ولی بابای ساره خیلی عوض شده... دیگه سلامتم با دید سیاسی جواب میده تازه اگه نگن چقدر بی شعوره بعضا همون جواب زوری رو هم نمیده...از ادمای نون به نرخ روز خور متنفرم.از ادمای سر به زیرم همینطور ... بدم میاد از اونایی که چون بی حجاب یا کم حجابی بهت کم محلی میکنن ...اه اه اه  ... فرق سلام الهه با ریحانه چیه ؟ 

 به الی گفتم چاره گله نیست بی محلیه ...اگه توی جمع به همه سلام کنی به اون نگاهم نکنی اگه با شعور باشه رفتارشو اصلاح میکنه اگرم بی شعور باشه (که نیست )یر به یر شدین...کاری که من جدیدا میکنم اینجوری لا اقل حرص نمیخوری...

بابا یه نفس داره حرف میزنه هی هم موضوع رو عوض میکنه شاید منو مامان گوش کنیم ولی ما هم از اون بیدها نیستیم که با این بادها بلرزیم...مامان که داره تند تند جدولشو حل میکنه (فکر کنم فردا امتحان داره)منم میخ کیمین چسبیدم به این کامپیوتر...اخرشم میگه خاک تو سرتون اصلا لیاقت ندارین براتون حرف بزنم(عین بچه ها عصبانی میشه)