سلام

امروز این اینترنتها حسابی بازی داشتن .خونه بابا که سرعت صفر بود .هرصفحه ٧-٨ دقیقه طول میکشید باز شه.زنگ زدیم پشتیبانی اینقدر اینور اونور برد تا ویندوز بابا کامل هنگ کرد بیچاره کارش دراومد.اینجا هم از اون بدتر میترسم زنگ بزنم مال منم قاط بزنه .

بیخیال میشویم(مثل محمد .از در میاد تو میگه وارد میشویم )یه بارم اومد تو اشتباهی گفت خارج میشویم.

روزنامه همشهری توقیف شد به مامان گفتم اگهی اشو نگه دار بدرد میخوره.

شام رفتیم خونه امیدینا.کارتای عقد کنون رو گرفتیم.

نیوشا وخاله افی میخوان برن کیش .(مسافرت نوه مادر بزرگی).

به نیوشا گفتم جای کیش برو دبی ولی میگه بدون مامانم با شاد ایییییی.مگه بیکارم.

شماره طبیعت گشت رو میخواست.خاله افی که فعلا الگوش شده نیوشا .فکر کنم بره برگرده دافی افی صداش کنیم.جان ماهه.جدیدا نگین دندونم گذاشته بیا و ببین .هر چی هم اقای اشی گیر میده یه گوشش دره اون یکی دروازه بروی مبارکم نمیاره.شبهایی که میرسوندم خونشون راه ویلا تا خونه رو بدون مانتو روسری میومد بعد قیافشو تخس میکرد میگفت بالای ۵٠ همه چی ازاده بعد چشمک میزد میگفت ولی من که ۵٠ سالم نشده .بعد قهقه میخندید میرفت خونه.عاشقشم خیلی ماهه .

مهربون خوشگل قرتی اگه اقای اشی فرصت بده کدبانو خونگرم باخانواده دار غیر اثتثنایی(٢تای اخر تمجیدات ترکی بود)اگه از ولخرجیش فاکتور بگیری یه تبریزی تمام عیاره...

عکس عمه قزی رو هم تو موبایل نیوش دیدیم با ٩٠ سال سن عین ملکه ها خوشگل و با کلاسه.

ولی بقول مامان هیچ کدوم بپای مامانی نمیرسن.مامانی بهترین مادر بهترین مادر بزرگ وحتا بهترین مادر شوهر بود.

فردا میرم منیریه واسه حسین کوله ورزشی بگیرم بفرستم.گفت شناسنامه حنا رم بفرستم واسه برداشتن پسوند.میخواستیم عید غدیر بریم مشهد حسین گفت اینجا خبری نیست بریم شمال حالا هنوز معلوم نیست اصولا ما دقیقه ٩٠ تصمیم قطعی میگی.

اخر شب رفتیم رامین من دو تا چپ استیک ویه ضد افتاب گرفتم .کرم لیراک مشکی رم پرسیدیم گفت ١۴٠ مامان نخرید اومدیم تو ماشین بابا گفت میرم از مانی میخرم اشانتیونم میده .احتمالا مانی رو هم یه خانواده میگردونن چون بابا عاشق ادمای با خانواده داره.(مثل دکتر نجفی که ما اندازه امپول زدنم قبولش نداریم اما بابا اگه با خودش بود قلبشم میداد نجفی عمل کنه )وااااااااااااااااااااااااااای...