صبح سولی اومد خونمون و با هم رفتیم بازار از اون پانچو مشکیا که دادمش به مامان یکی دیگه بخرم واسه خودم ...رنگ دیگه نداشت همون مشکی خریدم بعدم رفتیم اون مغازه پلنگیه (همونی که کلی جنسای پلنگی و طلایی داره و جدیدا مشتریش شدم) یه سوئی شرت بافتنی قهوه ای بادمجونی با نوشته های طلایی و یه بلوز ساده بنفش استین بلند خریدم و کلی حالشو بردم اخه اقاهه کلی بهم تخفیف داد ... تازه کلی کمربند ساعتهای جدید اورده بود ...بعدم با سولی رفتیم خرید خونه کردیم و اومدیم خونه ما .حنا اومد ناهار خوردیم سولی گاج محمد رو خوند اونم حل کرد حالا هم بردتش سلمونی بزارتش بیاد ...شب قرار شد محسن هم بیاد منم ماکارونی و سوپ درست کنم شله زرد و انار دون شده هم که داریم تازه بیاد محسی کوچیکه بشینیم پای پازل محمد و حالشو ببریم ...