به سلامتی واسه یلدا کلی دور همیم...حسین که 6 صبح رفت مشهد... مامانم که ساعت 3 پرواز داره میره پیش الی ... میمونیم منو حنا و بابا ... ولی از همه تنهاتر انگار حسینه منم واسه اینکه حال و هوای یلدا پیدا کنه انار دون کرده واسش گذاشتم هندونه و سیب البته شکلات و چیپس و بیسکوییت و چای و پرتقال و نارنگی هم گذاشتم که ربطی به یلدا نداشت...ناگفته نماند دیشب اینقدر دیر از خونه مامان اومدیم که تواضع که هیچ بقیه اجیلی ها و قنادی ها هم بسته بودن ... به حسین گفتم خودت اجیلشو بخر ...بابا هم قرار شد بعد از ظهر که اومد اجیل بخره... میمونه گل و غذا واسه شب...که الان با حنا میریم جهت تهیه اش... بعدا شرح یلدا میدم مفففففصصصصل.....