شب جمعه ی خوب یعنی وقتی که تو ساعت 4 صبح زنگ میزنی به رویایی که داره هفت پادشاهو خواب میبینه و با خنده های ریز ربز بگی :عــــــــــــــه رویـــــــــــــا تو هنوز شبا میخوابی گوشیتو سایلنت نمیکنی ؟؟؟ رویــــــــــــا میگم به نظر تو هواپیما بوق داره ؟؟؟ رویا تو فکر میکنی این نفتایی که میفروشن ؛بشکه هاشو پس میگیرن ؟؟؟ بعدم خنده ی ریز ریزت بشه قهقهه و خونه رو بزاریم رو سرمون و هی رویا با اون حالت خوابالو که صداش در نمیاد بپرسه چیزی خوردی تو ؟؟؟ بعد تو با خنده بگی نه بابا مگه اینا به آدم چیزیم میدن ؟؟؟
صبح جمعه ی خوب یعنی تو از بساطیای جمعه بازار یکی ازین گل سینه هایی که روش نوشته "دانشگاه فقط آزاد اسلامشهر "رو بخری و خیلی نا محسوس از پشت وصل کنی به شال رویا و وقتی رویا میفهمه یه چیزی پشتش چسبیده هی پالتوشو در بیاره چک کنه بپوشه ؛هی پالتوشو دربیاره چک کنه بپوشه؛ هی هی هی هی هی ... بعدم که بهش گفتیم با خوشحالی بزنه روی لباسشو سینه سپر کنه و ما هم دستمونو دور بازوش حلقه کنیمو با انگشت شصت و چشم و ابرو به هموطنای عزیزمون به تابلوی نصب شده روی سینه ی رویا اشاره کنیم ...
زندگی یعنی لحظه هایی که شادی یعنی لحظه هایی که از ته دل میخندی ...



... حالا نه اینکه خانوما عاقلتر از آقایون نباشناااااا اصلاااااا ولی خواستم بگم یه همچین مردان شریفیم داریم تو جامعه مون که به زبون میارن خانوما واقعا عاقلترن ... 